سن راي
بابا اعصاب آدمو خورد ميكننا يعني چي كه سن راي (18)سال شده
من دو دو ره راي دادم ولي الآن نميتونم راي بدم!!!
اگه بدونم كي اين قانونو به مجلس برد... 
السلام علي الحسين و علي علي بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين
بابا اعصاب آدمو خورد ميكننا يعني چي كه سن راي (18)سال شده
من دو دو ره راي دادم ولي الآن نميتونم راي بدم!!!
اگه بدونم كي اين قانونو به مجلس برد... 
این پست را به همه ی ایران پیشکش می کنم:

اين هم شاهكار استاد شهر يار افتخار ايران و ايراني(حيدر بابا يه سلام) همراه با معني:
حیدر بابا ، ایلدریملار شاخاندا ،
سللر، سولار شاقیلدایوب آخاندا،
قیزلاراونا صف باغلیوب باخاندا.
سلام اولسون شوکتوزه ، الوزه
منیم ده بیر آدیم گلسین دیلوزه.
حیدر بابا آن زمان که رعد و برقهایت شمشیربازی می کنند
و امواج رودخانه هایت غرش کنان روی هم می غلطند و می روند
و دخترانت صف بسته و به تماشای امواج دل داده اند
سلام می کنم به شما و به شوکت و قبیله ی شما
چه شود که نامی هم از من بیاید به سر زبان شما
حیدربابا ، کهلیکلرون اوچاندا،
کول دیبینن دوشان قالخوب ، قاچاندا،
باخچالارون چیحکلنوب آچاندا،
بیزن ده بیر ممکن اولسا ، یاد اله
آچیلمیان اورکلری شاد اله .
حیدربابا آن زمان که جوجه کبکهایت مشق پرواز می کنند
و بچه خرگوش ها از پای بته ها خیز برمی دارند
وقتی که باغچه هایت غرق گل و شکوفه شده اند
اگر ممکنت بود یادی هم از ما کن
بلکه دلی را که هرگز واشدنی نیست شاد کنی
بایرام یلی چارداخلاری ییخاندا
نوروز گلی ، قارچیچگی چیخاندا،
آغ بولوتلار کوینکلرین سیخاندا
بیزن ده بیر یاد ایلیه ن ساغ اولسون
دردلریمیزقوی دیکلسون داغ اولسون.
حیدربابا آن زمان که باد نوروز آلونک های چوپانان را به هم می ریزد
و گل های نوروز و برف با شرم و ناز سر از گریبان خاک درمی آورند
و ابرهای سپید پیراهن های تر خود را می چلانند
هرکه یاد از ما بکند الهی که سلامت یاشد
بگذار غم های ما هر لحظه روی هم انباشته و کوهی بسازند
حیدربابا، گون دالیوی داغالسین
اوزون گولسون، بولاخلارون آغلاسین
اوشاخلارون بیر دسته گل باغلاسین
یل گلنده ور گتیرسین بویانا
بلکه منیم یاتمیش بختیم اویانا
حیدربابا الهی که پشت گرمی ات به آفتاب باشد
الهی که چهره ات خندان و چشمه هایت گریان باشند
بگذار کودکانت دسته یی از گل های وحشی ات درست کنند
تو به دست نسیم بسپار و بگو به من آرد
شاید بخت من به بوی دلاویز آن سر از خواب سنگین خود بردارد.
حیدربابا، سنون اوزون آغ اولسون!
دورت بیریانون بولاغ باغ اولسون!
بیزن سوراسنون باشون ساغ اولسون!
دنیا قضو _ قدر، اولوم _ ایتیمدی!
دنیا بویی اوغولسوزدی ، یتیمدی !
حیدربابا الهی که همیشه روسپید باشی
دور و برت همه چشمه ها و باغ ها باشد
پس از ما الهی که تو سلامت باشی
دنیای ما همه قضا و مرگ و میر است
چه غمخانه یی که پر از پدران داغدیده و کودکان یتیم است
حیدربابا ، یولوم سنن کج اولدی،
عمروم کچدی، گلممه دیم گج اولدی،
هچ بیلمه دیم گوزللرون نج اولدی
بیلمزدیم دنگه لروار، دونوم وار،
ایتگین لیک وار، آیرلیق وار ،ولوم وار.
حیدربابا روزگار راه مرا از تو کج کرد
گذشت عمر، فرصت بازآمدنم دیگر نداد
بگو ببینم گلرخانت را چه پیش آمد
آه که از پیچ و خم های زندگی
از مرگ و میر و جدایی چه غافل بودیم
حیدربابا، ایگیت امک ایتیرمز،
عمر کچه ر ، افسوس بره بیتیرمز
نامرد اولان عمری باشا یتیرمز
بیزده، واللاه ، اونوتماریق سیزلری
گورممسک حلال ایدون بیزلری.
حیدربابا جوانمردان هرگز حق نمک فراموش نمی کنند
عمر می گذرد و افسوس کردن هم حاصلی ندارد
جوانمرگان اغلب ناجوانمردانند(اصطلاح محلی)
به خدا که ما فراموش نمی کنیم شما را
اگر به هم نرسیدیم حلال کنید ما را
حیدربابا ، میراژدر سسلننده ،
کند ایچینه سسدن _ کویدن دوشنده،
عاشیق رستم ، سازین دیللندیرنده،
یادوندادی نه هولسک قاچاردیم؟
قوشلار تکین قاناد چالیپ اوچاردیم؟
حیدربابا آن زمان که صدای میراژدر چاوش در کوه و دشت طنین می انداخت
یا هر سروصدایی که در فضای دهکده می پیچید
آن زمان که عاشق رستم(ساززن های دوره گرد آذربایجان) با زبان ساز برایشان حرف می زد و می خواند
به خاطر داری با چه هول و شتابی می دویدم؟
یا بهتر بگویم مانند مرغان سبک روح پر درآورده و می پریدم
شنگل آوا یوردی عاشیق آلماسی،
گاه داگدوب اوردا قوناق قالماسی،
داش آتماسی، آلما، هیوا سالماسی،
قالیب شیرین یوخی کیمی یادیمدا،
اثرقویوب روحیمدا، هر زادیمدا.
حیدربابا از سرزمین شنگل آباد با آن سیب های عاشقی که داشت (سیب عاشفی نیمی سرخ و نیمی زرد)
یاد از میهمانی ها که گاه به گاه آنجا برپا می شد و می رفتیم
یاد از آن سنگ پرانی ها و سیب و گلابی انداختن ها
که چون رویایی شیرین هنوز به یاد من مانده
نه تنها در روح بلکه در همه چیز من اثر عمیقی به یادگار گذارده است
حیدربابا، قوری گولون قازلاری،
گدیکلرون سازاخ چالان سازلاری،
کت _ کوشنین پاییزلاری ، یازلاری،
بیر سینما پرده سی در گوزومده،
تک اوتوروب، سیرایدیرم یوزومده.
حیدربابا یاد از پرنده های قوری گل دریاچه ی خشگه
یاد از آن تابلوهای گنگ موزیکال که باد بالای گردنه ها ساز می کرد
یاد از آن تابلوهای بهاری و پاییزی دهکده ها
که دایم چون پرده ی سینمایی جلو چشمم در کار گذشتن هستند
چه وقت ها که تنها نشسته ، در درون خود به سیر و تماشا می روم
سر آغاز استعمار انگليس

كانونهاي سياسي و تجاري انگلستان از اواخر سده پانزدهم سالها پيش از آنكه با پذيرش آئين پروتستان (1534م) ميان خود و كليساي روم و اسپانياي كاتوليك مرز بكشدتكا پو براي دست يابي به اين منابع نو پديد ثروت را آغاز كرد. اگر بپذيريم كه انقلاب صنعتي در انگلستان و پيدايش سرمايه داري جديد در سده نوزدهم تداوم همين فرآيند است كه قطعا چنين است، واقعيت هاي تاريخي ناقض نظرات« ماكس وبر» است، كه فرهنگ پرونستاني را درپايه نظام سرمايه داري جديد ميدانست. اين روح «ايزابل» كاتوليك بود كه دركالبد «اليزابت» پروتستان حلول كرد نه روح «لونز» آلماني كه سرمايه داري جديد، بسيار دير تر از فرانسه كاتوليك درسه دهه پاياني سده نوزدهم و بر پايه تاراج سرمايه هاي نلت فرانسه دردر سرزمين او ومهد آئين پروتستان شكوفا شد
هنري هفتم پادشاه انگليس به شدت بر ثروت باد آورده همتايان اسپانيايي و پرتغالي خود رشك ميبرد. او نيز براي كشف راه دريايي دست يابي به ثروتهاي مشرق زمين در تكاپو بود وبيهوده كشتي هايي را روانه دريا هاكرد ، تاسرانجام توانست فردي مانند كريستف كلمب بيابد .
يك ماجراجوي دريايي كه همچون كلمب درسرزمين ايتاليا اين مهد تجارت اروپا واز كانونهايي اصلي استقرار سوداگران يهودي ميزيست.« جيوواني كابوتو» و كه اينك انگليسيهاي ناسيوناليست اورا «جان كابوت » ميخواندند. در سال 1497 با سرمايه اي تجار روي هم نهادند راهي هند
شد، او فرماني از هنري هفتم در دست داشت كه به وي اجازه ميداد جزاير كشورها،ايالات يامناطق
متعلق به مشركان وكافران را كه براي مسيحيان ناشناخته مانده كشف و تملك كند. جيوواني كابوتو
مانند كلمب بنام هند راهي غرب شد . وبه جزيره اي دركانادا رسيد، ومعي شد كه به سواحل آسيا رسيده ، هنري هفتم اين ادعا را پذيرفت و به او لقب دريا سالاري عطا كرد. جيوواني كابوتو در سفر بعدي خود ناپديد شد وپسرش سباستين كار او را دنبال كرد، او اولين رئيس«كمپاني مسكوي» است.
معهذا به رغم اين تكاپوها در زمان سلطنت اليزابت اول بود كه انگليس به عنوان يك قدرت دريايي شناخته شد،دوران اليزابت سرآغاز امپراطوري مستعمراتي انگليس است،به نوشته «ورزسو مبارت»
او شيفته مطالعات عبري بود، در زمان اوبود يهوديان به دربار انگليس راه يافتند، پزشك مخصوص
اليزابت يك يهودي بودكه سر انجام به خاطر دسيسه هايش جان داد.
آشنایی با معبد داش کَسن(اژدها)
بنایی صخره ای در زنجان، مشهور به معبد داش کسن. شکل گیری این معبد پس از مرگ ارغونشاه، با پشتکار الجای خاتون، خواهر سلطان محمد خدابنده آغاز شد، ولی به پایان نرسید. از نظر نقشه و نقوش تزئینی یکی از با ارزش ترین نمونه های معماری صخره ای در طول تاریخ معماری ایران به شمار می رود. در این معبد نقوشی از هنر چینی به کار رفته است. نقشهای اژدها به طول 5 متر و عرض 5/1 متردر زمره بزرگ ترین نقوش تزئینی این معبد است که در پیچ و خمهای شگفت انگیز خود رموز نهفته ای دارد. دیگر نقوش تزئینی این معبد، طاقچه های بسیار فاخری است که در ضلع شرقی و غربی معبد در کنار نقوش اژدها کنده شده اند. این طاقچه ها با مقرنسهای بسیار زیبایی شکل گرفته که یاد آور استادی هنرمندان سنگ تراش معبد در آن دوره است. همچنین نقوش اسلیمی که در نوع خود ماهرانه تراشیده شده اند با طرحهای بسیار متنوع بیانگر فعالیت هنرمندان مسلمان در پدید آوردن این معبد است. در ساخت این معبد، همواره پیروی از تقارن طولی مد نظر بوده و این تقارن در کلیه بخشهای معبد به چشم می خورد. معبد تاریخی داش کسن از سمت شمال به دشت سلطانیه و بنای تاریخی آرامگاه سلطان محمد خدابنده اشراف دارد. این معبد در کنار شهر قدیم سلطانیه با گنبد رفیع آن، آرامگاه چلبی اوغلو و آرامگاه ملاحسن کاشی، در مجموع محور فرهنگی تاریخی سلطانیه را تشکیل می دهد.
محراب معبد داش کسن یا معبد اژدها؛ زنجان
راه رسیدن به معبد چندان مناسب نبوده و از روستای ویر به بعد کاملا خاکی و بدون تابلوی راهنما است. از حاشیه روستا تا معبد حدود 5 کیلومتر راه را باید طی نمود که بهتر است یکی از اهالی را به عنوان راهنما با خود همراه داشته باشید؛ تا برای یافتن محل معبد دچار مشکل نشوید. در کنار معبد یک کانکس کوچک وجود دارد که نگهبان معبد در آن زندگی می کند.
معبد باستانی "داش کسن" یا آنچنان که جهانگردان آن رامی شناسند: معبد اژدها؛ در حاشیه روستای "ویر" در حدود 15 کیلومتری شهر تاریخی سلطانیه واقع شده که به نقش دو اژدهای برجسته و چند محراب اسلامی در دو سمت خود و به قرینه یکدیگر مزین است. یکی از دلایل معروف بودن این معبد به دلیل وجود نقش های اژدهای آن است که نمونه های مشابه آن را آنوبانینی در جای دیگری از ایران مشاهده نکرده است. طبق نظر برخی باستان شناسان، قدمت این معبد به قبل از اسلام باز می گردد که در زمان ایلخانان نقوشی از جمله اژدها بر آن افزوده شده است.
اژدهای نقش شده در معبد داش کسن یا معبد اژدها؛ زنجان
در حال حاضر؛ چیز زیادی از این معبد باقی نمانده و تنها سنگ های بزرگ و پراکنده در گوشه کنار معبد دیده می شود. محدوده معبد اژدها مستطیلی و به ابعاد تقریبی 100 متر در 50 متر است که یک قسمت از آن به واسطه حفاری در تپه ایجاد شده است. معبد در دامنه تپه ای قرار داشته و مشرف به دشتهای وسیع و زیبایی است.
معبد داش کسن یا معبد اژدها؛ زنجان
مجموعه تاریخی داش کسن مرکب از ایوان ها، نقوش برجسته و محوطه های باستانی است که در جهات مختلف به ویژه نقش حجاری شده اژدها، منحصر به فرد و قابل توجه است. آثار به جای مانده در محل؛ این احتمال را قوت می بخشد که ایلخان مغول "ارغون" بیش از گرایش به دین اسلام، اقدام به ساخت معبدی نموده است. تاثیر و تاثر متقابل ایران و چین بر یکدیگر بیش از هر محل دیگری در این مکان مشهود است چنانچه تلفیق طرح های اسلیمی و نقش اژدها این موضوع را متذکر می شود.

منبع:تبيان

از اين به بعد مي خام هر چند وقت يه بار يكي از مناجاتهاي افراد بزرگ يا، شهدا و... تو وبلاگم بيارم اين دفعه بخشهايي از مناجات قائم مقام فراهاني رو براتون آوردم حتما بخونيد!
ملكا، مارا از دام (هوي) رهايي ده و به راه هدي راهنمايي كن همه به غفلت خفته ايم و به حيرت آشفته به
كرامت مددي فرست، به عنايت نظري فرمياز دست رفته داريم و پا يي در گل فرومانده مدت عمر عزيز منقضي شد
فرصت وقت شريف مغتنم نيامد نه بضاعت طاعتي در كف ميبينم نه تو فيق عبادتي در خود، جهاني گناه اورده ايم و در پناه تو :( امن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء )، و سپاس و ستايش تو را در خور است كه مشت خاك را جان پاك دادي و گوهر دل در پيكر تن نهادي و خرد را در عالم جان مالك امر و فرمان كردي و دانش، را در ملك خرد مطاع و مبسوط اليد داشتي ، پس مايه توانايي مرتب نموي پنجه دانش قوي كند و احكام خرد به امضاء رساند تا حدود حواس و قوا از هجوم هوس و هوي محفوظ ماند وخانه دل از تعريض بيگانه محروس):سبحانك رب البيت تبارك و تعاليت). و هر يكي از اينها بر ما نعمتي است ومارا از تو منتي كه شكر آن در بيان نگنجد و شرح آن از زبان نيايد. يارب! چنان كه نعمت روان كردي، مكنت توانايي كرامت فرماي كه شكر نعمت گزاريم و باب رحمت ها گشاييم. الهي و ربّي و سيّدي، همه را در چشم اميد به در گاه تو باز است و ديت نياز به رحمت تو دراز، ما بندگان عاصي كه بر لوح معاصي خط عذري نكشيديم، باران عفو بار ، براين كشت، سالهاست بر اميد قطره اي بارا ن نشسته ايم
(خلاصه اي از راز و نياز قائم مقام فراهاني)
اينم قسمتهايي از قصه رنگ پريده نيما كه اولين شعر اون بوده من كه خيلي اين شعر رو دوست دارم:

من ندانم با كه گويم شرح درد
قصه ي رنگ پريده ، خون سرد ؟
هر كه با من همره و پيمانه شد
عاقبت شيدا دل و ديوانه شد
قصه ام عشاق را دلخون كند
عاقبت ، خواننده را مجنون كند
آتش عشق است و گيرد در كسي
كاو ز سوز عشق ، مي سوزد بسي
قصه اي دارم من از ياران خويش
قصه اي از بخت و از دوران خويش
ياد مي آيد مراكز كودكي
همره من بوده همواره يكي
قصه اي دارم از اين همراه خود
همره خوش ظاهر بدخواه خود
او مرا همراه بودي هر دمي
سيرها مي كردم اندر عالمي
يك نگارستانم آمد در نظر
اندرو هر گونه حس و زيب و فر
هر نگاري را جمالي خاص بود
يك صفت ، يك غمزه و يك رنگ سود
هر يكي محنت زدا ،خاطر نواز
شيوه ي جلوه گري را كرده ساز
هر يكي با يك كرشمه ،يك هنر
هوش بردي و شكيبايي ز سر
هر نگاري را به دست اندر كمند
مي كشيدي هر كه افتادي به بند
بهر ايشان عالمي گرد آمده
محو گشته ، عاشق و حيرت زده
من كه در اين حلقه بودم بيقرار
عاقبت كردم نگاري اختيار
مهر او به سرشت با بنياد من
كودكي شد محو ، بگذشت آن ز من
رفت از من طاقت و صبر و قرار
باز مي جستم هميشه وصل يار
هر كجا بودم ، به هر جا مي شدم
بود آن همراه ديرين در پيم
من نمي دانستم اين همراه كيست
قصدش از همراهي در كار چيست ؟
بس كه ديدم نيكي و ياري او
مار سازي و مددكاري او
گفتم : اي غافل ببايد جست او
هر كه باشد دوستار توست او
فتواي تاريخي امام خميني مبني بر مهدور الدم بودن سلمان رشدي | |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| |
خاطره(سفر به قم) :
در تعطيلات نوروز آن سال (134۲) موفق شدم به همراه همسر و فرزندانم مسافرت كنم. در مسير سفر از شهرهاي مختلف به خصوص قم و تهران عبور كردم. چهلم شهداي تبريز در مسجد اعظم قم برگذار ميشد
در مدرسه خان نمايشگاه زيبايي از كاريكاتورهاي شاه برپا شده بود. طلاب و جوانان مبارز قمي در كوچه و خيابان و اطراف حرم رودر روي ماموران نقابدار و مسلح با سپر و باتون و سلاح گرم رژيم ايستاده بودند. آنروز وقتي براي استماع سخنراني جناب حجت الاسلام و المسلمين آقاي رضواني به مسجد اعظم مشرف شديم ماموران رژيم تعداد زيادي گاز اشك آور از كنار در نزديك رودخانه به داخل مسجد پرتاب كردند من و بچه ها بارها در معرض گازهاي شيميايي رژيم قرار گرفنبم ولي در مسجد مانديم و فرمايشات ايشان را استماع كرديم. ايشان با شجاعت تمام نهضت را تشريح كرزدند و امام را معرفي كردند و ما بهره كافي برديم . خدا به حق محمد و آل محد مزذد شايسته و اجر كافي به ايشان عنايت بفرمايد.بعد از زيارت حرم حضرت معصومه به نمايشگاه كاريكاتور شاه در مدرسه خان رفتيم در مسير از جلوي صدها تن از نيروي گارد كه آماده حمله بودند رد شديم و به آنجا رسيديم كاريكاتور ها بي نظيري بود
ند و اما ماموران در در چند متري مدرسه خود را آماده حمله نشان مي دادند. به ما خوشبختانه اسيبي نرسيد. اين سفر و اين توفيق زيارت اهل بيت و حضرت فاطمه معصومه(س) بركات زيادي از ادراك امام و انقلاب براي من و خانواده ام به دنبال داشت. آنچه من در باره پيروزي انقلاب ميشنيدم برايم قطعيت پيدا كرد . از يكي از دوستان شنيدم كه آن روز مردم بعد از خروج از مدرسه كتك مفصلي از ماموران گارد شاه كه تا عصر دندان به هم فشرده بودند، خورده اند. نوش جان وگواراي وجود انقلابي شان! والسلام.
سرلشكربسيجي دكتر فيروز آبادي
فرمانده ستاد كل نيروهاي مسلح
سه بت شكن تاريخ:ابراهيم خليل الله، محمد رسول الله، خميني روح الله
سلام دوستان به مناسبت دهه فجر چندتا سرود انقلابي گذاشتم براي دانلود اميدوارم
خوشتون بياد(براي ذخيره سرودها روي گزينه دانلود كليك كنيد):
الله اکبر دانلود
خجسته باد اين پيروزي دانلود
به لاله در خون خفته دانلود
ديو چو بيرون رود فرشته در آيد دانلود
هوا دلپذير شد دانلود
ارتش برادر ما دانلود
مسلمانان به پا خيزيد دانلود
الله الله لا اله الا الله(رضا رويگري) دانلود
موزه عبرت ايران كه قبل از انقلاب كميته مشترك ضد خرابكاري بوده و اكنون به موزه تبديل شده در اين زندان شكنجه هاي وحشتناكي روي زندانيان اعمال ميشده در اين زندان افراد نام آشنايي چون: دكتر شريعتي، مقام معظم رهبري ، آيت الله رفسنجاني ، شهيد بهشتي، شهيد رجايي و... زنداني بوده اند عكسهاي زير از اين موزه انتخاب شده اند





كوتاه و خواندني:
تو هم بگو مرگ بر شاه!

روزي كه شاه سابق مي خواست ايران را ترك كند سخت افسرده بود. چند بار هم آهسته گريست. بعضي از رجال و اميران ارتش كه در واپسين لحظات عظيمت شاه دست از چاپلوسي و تملق برنمي داشتند. هر كدام شروع به تملق گويي كردند.عده اي آرزو داشتند كه شاه دوباره برگردد.يكي از افسران سر سپرده كه عمري را در خدمت طاغوت گذرانده بود، جلو آمد وخود را روي پاي شاه انداخت و بناي چاپلوسي گذاشت.شاه كه در آخرين لحظه دچار خشم شده بود. به افسر چاپلوس گفت:حالا كه همه مي گويند مرگ برشاه توهم بگو «مرگ برشاه»
و نجاتم بده...
مرگ بر 66
در رژيم سابق براي حفظ قداست پوشالي خاندان سلطنت، ماموران ساواك و شهرباني در گزارشات خود از نگارش شعارهاي مردم خودداري ميكردند و في المثل به جاي مرگ بر شاه مي نوشتند مرگ بر66 وبدين ترتيب مكتوبات آنان به صورت خنده آور درميامد كه نمونه اي از آنرا در ذيل بيان ميكنيم:
{تلفنگرام}
برابر اعلام سازمان بابل از ساعت 10روز جاري عده اي حدود200نفر در مسجد ناظم بيك بابل اجتماع سپس در حالي كه شعار ضد ملي و ضد ميهني ميداده اند از محل مذكور حركت و با
طي مسير بازار چهارراه شهدا وخيابان شاه به سبزه ميدان وارد ودر طول مسير گروه گروه از
مردم به آنها ملحق شدند ودر حالي كه شعارهايي با مضمون:«فرموده روح خدا چنين است
سكوت ، سازش كار مومنين است. مرگ بر 66 يا اين 66آمريكايي اعدام بايد گردد ، حكومت اسلامي بنيان بايد گردد. » وارد كمربندي شده اند وبا دخالت مامورين متفرق شده اند...
اشرف مظهر فساد

فساد دربار به ويژه خانواده سلطنت و به طور مشخص، اشرف پهلوي خواهر همزاد شاه آنچنان
آشكار بود كه حتي نزديكترين متحدان شاه نيز بدان اذعان داشتند. از جمله در يكي از گزارشات سفارت آمريكا درسال 1971 در مورد اشرف چنين آمده:
خواهر دوقلوي شاه يعني شاهدخت اشرف به خاطر روشهاي فساد آميزش يكي از مهمترين عوامل شكست اين خاندان است و احتمالا بيش از ديگر اعضاي خانواده بر شاه اعمال نفوذ ميكند. در عين حال كه اكثر اعضا و خاندان سلطنتي به نوعي از فعاليتهاي عمومي سرگرم هستند ولي واقعيت اين است كه به جز ملكه و وليعهد ، ديگر اعضا هميشه مايه شرمساري
شاه و لكه دار شدن حيثيت خانواده سلطنتي هستند...
تحقير شاه ايران!
متفقين چون مالكاني ديرينه در ايران رفتار مي كردند، در زماني كه محمد رضا شاه جوان تازه بر تخت نشسته بود ، كنفرانسي با حضور استالين رهبر شوروي، چرچيل نخست وزير انگلستان و روزولت رئيس جمهور امريكا در تهران بر گزار شد، اما آنان هيچ اعتنايي به شاه جوان نداشتند و او را هيچ مي شمردند:
وقتي روزولت و استالين و چرچيل محرمانه به تهران آمدند هيچ كس از ورود آنان خبر نداشت .
خيابان فردوسي را آدم گذاشتند. شاه خواست با آنان ملاقات كنند ولي وقتي به آنجا رفت
صندلي گذاشتند و در بيرون منتظر ماند . علاء وزير دربار و سهيلي وزير امور خارجه بود. آن
وقت به شاه خيلي بد گذشت . علاء رفت و درها را باز كرد و گفت : اعليحضرت همايوني محمد رضا شاه تشريف مياورند ، ناچار چرچيل و روزولت هركدام عذري پيش آوردند . مثلا:
روزولت گفت من از بلند شدن و راه رفتن عاجزم و اين قبيل حرفها. ولي شاه خيلي عصباني شد. به سهيلي هزار فحش داد كه اينها آبروي مرا بردند.
شاه رفت به خانه مورخ الدوله زيرا او با روسها ارتباط زيادي داشت مورخ الدوله به او گفت من درستش مكنم. پس مورخ الدوله رفت با روسها صحبت كرد و گفت: حالا موقع شكار است شاه
را ازدست ندهيد. شما جلبش كنيد...
منبع:
ويژه نامه (ايام ) ضميمه روزنامه جام جم شماره 18. (نهم شهوريو 1385)
عكسهاي زير تعدادي از جلادان ساواك وسوابق و رفتار و... را نشان ميدهد لطفا با دقت آنها را بخوانيد و نگاه كنيد (نظر يادتون نره):





معرفي برخي از دژخيمان سفاك رژيم پهلوي
از آغاز حكومت پهلوي تا پايان آن همواره افرادي وجود داشته اند كه با مكيدن خون ملت و
و بكار گيري رفتار هاي ضد اخلاقي و ضد بشري سعي در امحاي جنبشهاي ضد طاغوتي
داشته اند اما غافل از اينكه زندان و شكنجه و... نميتواند روحيه ظلم ستيزي مسلمانان را تضعيف كند. در زير به معرفي برخي از اين چهره هاي منفور و ذكر جنايات آنها ميپردازيم:
1-جنايات ارتشبد نصيري
اين ارتشبد نزديك به چهارده سال رئيس سازمان ساواك بود ، او مدتها مرد نيرو مند وافسانه اي رژيمشاه به شمار مي رفت، نصيري قبل از بركناري از رياست ساواك از افراد بسيار مورد اعت
ماد شاه به شمار ميرفت تا حدي كه مي توانست به اتاق خواب شاه وارد شود وي قبل از رياست ساواك رئيس شهرباني كل كشور بود همچنين او از مهره هاي اصلي كودتاي 28 مرداد 1332
به شمار ميرفت، در شهريور 57 پس از برقراري حكومت نظامي در تهران و 11 شهر ديگر كه موج افشاگري بر عليه سااوك بالا گرفت نام نصيري به ميان آمد و اورا كه حالا سفير ايران در پاكستان
بود به تهران احضار كردند تا شايد مقداري از خشم و نفرت مردم نسبت به رژيم كاسته شود.
آري فردي كه چهارده سال آن چنان قدرتمند بود كه هركاري ميخواست ميكرد ، مردي كه چهارده سال در يكي از خفقان آورترين ادوار هزاران جوان برومند را به جوخه اعدام سپرده بود در 26 بهمن
ساعت 40و23دقيقه خود نيز به جوخه آتش سپرده شد و زندگي نكبت بارش خاتمه يافت، عدالت همين است و عدالت جز اين نيست . ( ان ربك لبا المرصاد ).
2-جنايات سرلشكررضا ناجي
رضا ناجي معروف به (قصاب) اولين فرماندار نظامي در جريان مبارزات اخير ملت ايران بود ، در چهلمين روز واقعه خونين تبريز ، مردم اصفهان عليه ديستگاه جور و ستم قيام كردند ، اين قيام آنچنان گسترده بود كه سران حكومتي به هراس افتادند حكومت نظامي اعلام كردند . و ناجي به فرمانداري نظامي اصفهان منصوب شد ، سر لشكر ناجي در طول اين مدت وحشيانه ترين روشها
را براي سركوبي تظاهر كنندگان به كار مي گرفت فاجعه خونين نجف آباد اصفهان يكي از نشانه هاي ضديت او با مردم بود. او نيز كه مردي سفاك و داراي قساوت قلب بود در 26 بهمن تيرباران شد و به سزاي بخشي از اعمال ننگين خود شد.
3-جنايات سرلشكر خسرو داد
او از خشن ترين ژنرالهاي ارتش به شمار ميرفت او از همدرسان شاه در دانشكده افسري و از
دوستان نزديك او بود. او در روز جمعه سياه (17 شهريور) به فرمان شاه مخلوع رزمندگان راه آزادي را در خيابانهاي پيروزي ، شهباز و خيابان شهدا و ديگر نقاط تهران از هوا به گلوله بست، خسرو داد
كه خود عمليات را هدايت ميكرد سفاكي را به حدي رساند كه خانه هاي مردم بي دفاع را نيز گلوله باران مي كرد. وي در دادگاه انقلاب با صراحت تمام اعلام كرد كه در آخرين روزهاي سقوط پادگانها قصد كودتا داشته و مي خواسته انقلاب را خنثي كند.حكمي كه در مورد وي اجرا شد عدالت محض بود و در حالي كه 54 سال داشت اعدام شد.
4-جنايات سرتيپ همدانيان رئيس ساواك كرما نشاه
بنا به گفته يكي از قضات ارتش كرمانشاه ، سرتيپ همدانيان معدوم بدون مجوز نمايندگي دادستان
دادرسي نظامي در كرمانشاه ، اقدام به بازداشت و دستگيري مردم در سطح استان كرمانشاه ميكرد و قبل از بازجويي آنان را مورد شكنجه قرار ميداد و اعترافات نادرست تحويل مقامات قضايي ميداد. او هنگام محاكمه با رنگي پريده و گلويي خشكيده با مظلوميت تمام خود را بي گناه ميداند
و با سوگند به قرآن ميگويد من در طول خدمتم به ويژه در ساواك كوچك ترين آسيبي به هم ميهنانم نرساندم و خود را بي گناه ميدانم.همدانيان به همراه چهار تن ديگر از جلادان در اول اسفند 57 اعدام شد.
5-جنايا ت سروان طاهري
سروان طاهري معاون شهرباني رودسر به اتهام شركت در فاجعه (سينما ركس) آبادان و قتل سه
جوان در رودسر در دادگاه انقلاب به مرگ محكوم شد. او قبل از مرگ سه خواسته داشت كه اجابت شد. اول اين كه جسدش را به خانواده اش بدهند دوم اينكه از اعدام او عكسبرداري نشود و سوم با چشمان باز بميرد . سپس در جمعه 4 اسفند به رويش آتش گشودند و زندگي اش خاتمه يافت.
6-شعبان جعفري (شعبان بي مخ)
شعبان جعفري درمقاطع مختلف در مسائل سياسي دخالت داشت . در واقع در 30 تير 1331 جزء مدافعين
نهضت ملي بود. نوچه هاي خود را به سود مصدق و عليه قوام به خيابانها ريخت ولي در
9 اسفند به همراه عده اي از چاقو كشان و اوباش به خانه مصدق حمله برد. بعد از اين جريان باروي كاز آمدن مجدد مصدق او به زندان افتاد. در كوتاي 28 مرداد به دليل همكاري با كودتاچيان براي بازگرداني شاه ، از طرف شاه به او زورخانه اي بخشيده شد و لقب پهلوان شعبان را گرفت .
شعبان در اسفند 1332 به هنگام دستگيري دكتر فاطمي او و خواهرش را مورد ضربات متعدد چاقو قرار داد و به شدت مضروب ساخت .در جريان حوادث 15 خرداد 1342 به عنوان نيروي ضربتي وارد عمل شد و گروهش به صف سينه زنان حمله برد و عربده جاويد شاه سر داد ولي توسط نزديكان
شهيد طيب حاج رضايي شناسايي و فراري داده شد.در سال 1349 خبري به ساواك رسيد كه كه شعبان در اسرائيل توسط يك اسرائيلي ايراني تبار ترور شده كه ناكام ماند ،تا سر انجام در 28 مرداد 1385 در اثر سكته قلبي در گذشت.
منابع:
1- كتاب حماسه هاي اسلامي ملت به رهبري امام خميني، گردآوري: ولي الله فوزي
2- ويژه نامه(ايام) تاريخ معاصر ضميمه روزنامه جام جم 14 دي 85 صفحه 7
معرفي چند تن از شهداي مبارز با حكومت ستم شاهي
همانطور كه در نوشته قبل به معرفي برخي از چهره هاي منفور رژيم طاغوت پرداختم
در اينجا به معرفي چند تن از شهداي جان بركف انقلاب اسلامي كه با خون خود درخت انقلاب را آبياري نمودند ميپردازيم ،راهشان پر رهرو:
ياران سفر كرده ...
1- شهيد سيد علي اندرزگو:
در 20 آبان 1317 در تهران سيد اسدالله اندرزگو صاحب پسري شد كه او را سيد علي ناميد. او هفت پسر داشت كه سيد علي آخرين آنها بود.سيد علي پس از پايان دوران ابتدايي در مدرسه فرخي به علت مشكلات مالي ناگزير ترك تحصيل كرد و وارد بازار كار شد. پس از مدتي برخي از دروس حوزوي نظير: جامع المقدمات، نج البلاغه و فقه و اصول را نزد برخي روحانيون فرگرفت. پس از آن مدتي در قم و نجف اشرف به تحصيلات حوزوي مشغول شد. سپس به قم رفت و در حوزه علميه آن شهر و از محضر اساتيدي چون: آيت الله مكارم شيرازي و آقاي دوزدوزاني بهره مند شد. در اوايل دهه 1340 نجاري را رها كرد و با عضويت در شاخه نظامي هياتهاي موتلفه اسلامي تا آخر عمر مبارزه اي طولاني را با رژيم پهلوي در پيش گرفت . اندرز گو ادر دوران مبارزه از پوششهاي شغلي و اسامي مستعار متعددي استفاده ميكرد و اين همه اساسا به مقتضاي مبارزات مسلحانه و چريكي بود.از مهمترين اقدامات او طراحي و مشاركت فعال در ترور انقلابي حسنعلي منصور نخست وزير وقت دربهمن ماه 14 بود. از آن
پس ساواك و مجموعه حكومت براي شناسايي ايشان تمهيدات گسترده اي را بكار گرفتند، كه با تيز هوشي وي همگي ناكام ماند و او در شهر هاي مختلف ايران با نامها و مشاغل مختلف و مستعار مدتها
ساواك را سردر گم كرد. در اين مدت ساواك كماكان ساواك در ه شناسايي او به تلاشهاي گسترده خود مشغول بود واونيز همواره به مبارزات خود ادامه ميداد تا نهايتا در 2 شهريور 1357مقارن با ماه رمضان و ايام ضربت خوردن و شهادت امام علي(ع) پس از سالها مبارزات چريكي و تحسين برانگيز ، توسط عده زيادي از ماموران ساواك محاصره شد و مورد اصابت دهها گلوله قرار گرفت و به شهادت رسيد.
2 -شهيد آيت الله سعيدي:

آيت الله سيد محمد رضا سعيدي دوم ارديبهشت ماه 1308 در منطقه نوغان مشهد ديده به جهان گشود ، پس از طي دروس مقدماتي راهي قم شد و از محضر آيت الله بروجردي تلمذ كرد در اين هنگام
آوازه مجتهدي والا بنام حاج اقا روح الله باعث شد ايشان را به كلاس درسش بكشاند، و از اين زمان ايشان مبارزات سياسي خود را آغاز كرد.او مي كوشيد علما و روحانيوني را كه در خارج از كشور به سر ميبرند با امام مرتبط سازد. ايشان در جريان قيام 15 خرداد 1342 در كويت بود و با نوشتن نامه هاي زد رژيم حكومت را به باد انتقاد ميگرفت. در هنگام تبعيد امام به عراق ايشان خودرا بازحمت به محضر امام رسانيد. مبارزات ايشان در قالب وعظ و خطابه و نوشتن اعلاميه استمرار داشت . ايشان چندين مرتبه از سوي ساواك دستگير ومورد بازجويي قرار گرفت. شهيد سعيدي ورود سرمايه گذاران امريكايي به ايرا را خيانتي بزرگ تر از كاپيتولاسيون و قرار دادي استعماري تر از توتون و تنباكو تلقي ميكرد . لذا با نامه اي به علما و مراجع وقت يادآور شد چقدر جاي تعجب است كه شما پيشوايان ديني در مقابل اين مسئله سكوت اختيار كرده ايد. آيت الله سعيدي همچنين با گروههاي سلفي و وهابي مآب كه در صدد خموش كردن نهضت 15 خرداد بودند به مقابله پرداخت. تا اينكه در روز 11 خرداد 1349 ساعت يك بعد از ظهر ساواك به خانه ايشان هجوم برد و با دستگيري، ايشان را به زندان قزل قلعه منتقل كردند و چون
نتوانست زير شكنجه هاي شديد از ايشان اعتراف بگيرد تصميم گرفت دست به عملي بزند تا براي ديگر مبارزين ضرب شستي باشد، شب پنجشنبه 20 خرداد 1349 برق زندان قطع شد و چند نفر وارد سلول آيت الله سعيدي شدند ، وپس از خروج آنها برق دوباره وصل شد ، در حالي كه آيت الله سعيدي با وضعي غير عادي در گوشه سلول با عمامه به دور گردن حلقه زده شده افتاده بود.
3-شهيد نواب صفوي:
در 27 دي 1334 سيد مجتبي مير لوحي معروف به نواب صفوي به همراه سه تن از يارانش:سيد محمد
واحدي، خليل طهماسبي و مظفر ذوالقدر توسط رژيم پهلوي بهشهادت رسيدند. نواب صفوي از آغازين
سالهاي دهه 1320و با هدف دفاع از ارزشهاي اسلامي و ديني و م
بارزه با شيوع ارزشها و تفكرات غير مذهبي و مقابله با استعمار ديگر كشورها در ايران ، نخستين گامها را رباي تاسيس جمعيت فدا ئيان اسلام برداشت . در همين چارچوب بود كه برخي از چهره هاي مشهور سياسي و فكري همچون: احمد كسروي، عبدالحسين هژير و سپهبد رزم آرا در دهه 1320از سوي فدائيان اسلام به قتل رسيدند.
به دنبال آن ظرف چند روز رهبران فدائيان اسلام شناسايي و دستگير شدند و در دادگاهي به رياست سرلشكر محمد تقي مجيدي به اعدام محكوم شدند و در روز 27 دي 1334 اين حكم در مورد آنها به اجرا درآمد. سرلشكر مجيدي بعد از انقلاب دستگير و به سزاي اعمال ننگينش رسيد
4-شهيد طيب حاج رضايي:
شهيد طيب حاج رضايي فرزند دوم مرحوم حسينعلي بيك وخانم صغري حاج حسني متولد 1291 درشهر تهران محله صابون پز خانه يا سام پز خانه است. ايشان عليرغم اعلام برخي منابع غير رسمي با سواد بوده و مدرك تحصيلي پايان دوران ابتدايي خود را از مدارس محلات جنوب تهران اخذ كرده و مدتي نيز در مدرسه نضام تحصيل كرده است. از ايشان منقول است
كه به دليل ناسازگاري با نوع تربيت نظامي مدرسه نظام را ترك كرده و اصولا ترك تحصيل كرده است ،حرفه اصلي و مورد علاقه ايشان فروش ميوه و تره بار در ميدان امين السلطان در محله ميدان مولوي انتهاي باغ فردوس بوده است وپس از آن به ميدان ميوه و تره بار تهران تحت نام ميدان انبار غله منتقل كه تا واپسين لحظات در اين ميدا نشاغل و محل دستگيري ايشان پس از 15 خرداد 1342 ساعت هشت و نيم صبح 18 خرداد
1342 از محل كارش در ميدان مركزي بوده است . اگر چه در ابتدا ايشان موافق سلطنت پهلوي بوده است ، اما اين مرگ بزرگ به گونه اي از اين همكاري شانه خالي ميكرد . درگيري با زورمداران و ظلم ستيزي و حمايت از فقراء علت اصلي درگيري هايي است كه در طول حياتش رخ داده است واز خصوصيات بارز ايشان به شمار ميرود ودر آخر الامر به شهادتش در 52 سالگي در ميدان تير پادگان قصر تهران به همرا حاج اسماعيل رضايي مي انجامد . ايشان علاقه وافري به عزا داري براي امام حسين عليه السلام داشت و ميكوشيد آنرا هر چه بهتر انجام دهد. لذا اين شهيد گلگون كفن در 11 آبان 1342 دعوت حق را لبيك گفت
وبه شهادت رسيد . اين آزاد مرد جمهوري اسلامي ايران به گفته امام (ره) با قبول درگيري هاي 15 خرداد و عدم اقرار به مطالبي كه رژيم طاغوت براي نسبت دادن به امام از او ميخواست ، اثبات كرد
براي مردان خدا رستگاري تا وا پسين وجود دارد و از مقدرات نمي توان گذشت . به حق آنجا كه به ساواك گفت:«من درباره امام خميني چيزي نخواهم گفت چرا كه از مادرش حضرت زهرا(س) خجالت مي كشم » پس روحش خريدني شد و شرم او را حضرت زهرا(س) خريد و اين چنين رستگار و عاقبت به خير شد
منبع:1- ويژه نامه (ايام) ضميمه روزنامه جام جم شمارات22،20،18: شهريور، آبان و دي ماه 138
2- اسناد ساواك در موزه عبرت ايران
مهمترين حوادث ايران از 12تا22بهمن 1357
پنج شنبه 12 بهمن:
امام آمد خوش آمد.....
مرجع بزرگ و رهبر مستضعفان جهان امام خميني (ره) به خاك وطن بازگشتند.
پس از يكصد وهفده روز توقف در پاريس امام خميني ساعت يك صبح به وقت محلي يا 30و3دقيقه به وقت تهران به طرف وطن حركت كرد 15 سال پيش سحرگاه روزي خاموش كه سكوت فضاي ايران را پر كرده بود تنها و گم نام به تركيه تبعيد شدند. ايشان امروز به يك چهره جهاني و سرشناس تبديل شده اند.
هواپيماي حامل امام گنجايش بيش از 400نفر را داشت كه فقط حدود 200 نفر از نزديكان امام را پذيرفت تا بتواند به اندازه كافي بنزين گيري كند و در صورت ممانعت به پاريس با زگردد.
جمعه 13 بهمن:
صبح روز جمعه 13 بهمن گروههاي مختلف مردم و همچنين حدود300 خبر نگار ايراني و خارجي از كشورهاي ايالات متحده ، امريكاي لاتين ، كشورهاي اروپايي و عربي و افريقايي وآسيايي در محل اقامت امام در مدرسه علوي2 گرد هم آمدند سالن مدرسه براي گفت و گو آماده شد و حضرت امام ساعت 9در محلي كه مقرر شده بود مستقر شدند و در دو طرف ايشان قطب زاده و دكتر يزدي براي ترجمه زبانهاي فرانسوي و انگليسي نشستندو به سوالات خبر نگاران پاسخ دادند.
شنبه 14 بهمن:
- امام خميني مسئول شهرداري تهران را تعيين فرمودن.
- شوروي: انقلاب ايران وارد مرحله جديدي شد.
- انقلاب ايرا ن به كشورهاي عرب زبان سرايت كرد.
- پيام آيات عظام و مراجع تقليد به امام (ره).
- تقاضاي جواد شهرستاني شهردار اسبق تهران در مورد ملاقات با امام ، امام : اگر استعفا بدهد ايشان را مي پزيرد بدنبال نظر امام شهردار تهران استعفا داد وامام ايشان را پذيرفت وبه گفته او امام مسئوليت شهرداري را به او واگذار كرد.
يك شنبه 15 بهمن:
- بختيار: اجازه تشكيل دولت موقت را نميدهم وامام را توقيف خواهم كرد.
- بختيار: جواد شهرستاني را بازداشت خواهم كرد.
- بختيار: كساني كه جنگ شهري به راه مي اندازند به جوخه اعدام سپرده خواهند شد.
و دولت اسلامي در حد شهر قم آزاد است و ما هم يك (واتيكان) پيدا خواهيم كرد.
دوشنبه 16 بهمن:
- گروهي از نظاميان به امام اظهار وفاداري كردند.
- امام خميني: تظاهرات خياباني بايد ادامه داشته باشد.
- 200وزير و مقام عالي مرتبه ممنوع الخروج شدند.
- خانواده هاي همافران بازداشتي به سوي دانشگاه تهران راهپيمايي كردند.
سشنبه 17 بهمن:
- پرواز بي سابقه فانتومها و هلي كوپترها بر فراز تهران.
- تظاهرات عظيم به پشتيباني از مهندس بازرگان.
- امام: اگر دولت كنار برود آشفتگي را حل مي كنيم.
- بختيار با هلي كوپتر به مجلس رفت.
- برخي از ارتشيان به ملت پيوستند.
- محاصره راهها و خيابانهاي منتهي به مجلس شوراي ملي توسط نيروهاي نظامي.
چهارشنبه 18 بهمن:
- امام خميني : موافقت با دولت مهندس بازرگان تكليف شرعي است.
- بازرگان در دفتر نخست وزيري مستقر شد.
- برنامه هاي دولت بازرگان جمعه در دانشگاه اعلام ميشود.
- 46 نماينده مجلس شوراي ملي استعفا كردند.
پنجشنبه 19 بهمن:
- عظيم ترين راهپيمايي در سراسر كشور انجام شد و مردم به مهندس بازرگان راي اعتماد دادند.
- مليونها نفر به حكومت بازرگان لبيك گفتند و فرياد زدند بازرگان بازرگان حكومتت مبارك...
- هزاران نظامي در برابر امام رژه رفتند و به امام گفتند ما قطره اي از ارتش تو هستبم.
- زنها بيش از پيش با چادر و روسري و بدون روسري وبدون روسري راهپيمايي كردند و شعار دادند: خميني خميني تويي مجري قرآن ، بازرگان بازرگان نخست وزير ايران
- گرگان در آتش و خون نشست ؛ سه نفر كشته و دهها نغر زخمي شدند.
- (سرهنگ معمر قذافي) رئيس جمهور ليبي طي نامه اي به امام حمايت خود از انقلاب اسلامي را اعلام كرد. (1)متن نامه در پاورقي ، ادامه مطلب
جمعه 20 بهمن:
جمعه شب (شب 21بهمن) از شبهاي تاريخي و سرنوشت ساز بود ساعتي از شب گذشته اما هنوز شعارهايمردم مبارزبگوش ميرسد مردم هنوز گروه گروه سركوچه ايستاده و شعار ميدادند و رگبار مزدور خشمگين را دنبال خود به تاريكي كوچه ميكشاندند و آن شب قرار بود براي باز نگهداشتن به اصطلاح (فضاي باز سياسي) فيلم ورود امام را دوباره پخش كند وشايد توطئه اي هم در كار بود تا مردم را سرگرم كند وبه نيات شيطاني خود برسد . ومردم را كنار تلويزيون بنشانند وتا حدودي موفق شدند ، مردم براي لحظاتي صحنه مبارزه را خالي گذاشتند تا اينكه ناگهان صداي رگبار مسلسل شرق تهران را لرزاند ، اهالي تهران نو(تهرانپارس) با صداي گلوله و تكبير كه از مركز آموزش نيرو هوايي به گوش مي رسيد از خانه بيرون زدند ، هركس از ديگري مي پرسيد چه خبر است آيا كودتا شده? يكي گفت: ... گارد جاويدان به نيرو هوايي حمله كرده و پرسنل هوانيروز را قتل عام كرده...
شنبه 21 بهمن:
- پس ازحمله گارد به خوابگاه پرسنل همافران(هوانيروز) مردم فوج فوج به كوچه ها و خيابانها ريختند وبه حمايت از آنان تظاهرات كردند.
ساعت 12شب نامه اي كه دور سنگي پيچيده شده بود از آنطرف پادگان به ميان انداخته شد حجت الاسلام قدوسي آنرا باز كرد درآن نوشته بود 90نفر كارآموز همافر و2درجه دار به شهادت رسيدند.
- ساعت 30و3دقيقه نبمه شب 21 بهمن يك تانك وارد ماجرا ميشود و به همراه تعداد كثيري سرباز به مردم تيراندازي ميكنند و 45 نفر را دستگير وبا يك ميني بوس به نقطه نامعلومي ميبرد.
- ساعت 8 صبح 21 بهمن خيابانهاي اطراف پادگانهاي هوايي در دوشان تپه و ميدان ژاله و امام حسين آكنده از جمعيت تظاهر كنندگان بود وانان از سلاحهاي دست ساز مانند كوكتل مولوتف استفاده ميكردند و عمدتا شعار ميدادند: مسلمان بپا خيز همافرت كشته شد.
- در درگيري هاي همافران با گارد جاويدان سرگرد توانا فرمانده گارد هدف گلوله قرار گرفت و به هلاكت رسيد.
- ساعت 30و12ظهر چهار تانك از پادگان لويزان عازم محل وقوع درگيري ها شدند تا به ياري گاردي ها بپيوندند اما مردم يكي از آنها را به كمك كوكتل مولوتف به آتش كشيدند. بدين گونه رژيم استبداد در زباله دان تاريخ دفن شد.
يك شنبه 22 بهمن:
- رژيم استبداد متلاشي شد. ملت كاخ 57 ساله ظلم را ويران كردند. و2500سال شاهنشاهي پايان يافت.
- كلانتريها يكي پس از ديگري سقوط كردند.
- اراده ملت بر توپ و تانك پيروز شد.
- بسياري از نقاط تهران به تصرف مردم مسلح درآمد.
- نيروهاي ارتش از شهرستانها براي كمك به نيروهاي دولتي به سوي تهران عازم شدند.
- افراد نيروي دريايي به كمك نيروي هوايي شتافتند.
- نبرد تهران صدها كشته و هزاران مجروح داشت.
- اكثر پادگانها و پاسگاههاي ژاندارمري به تصرف مردم درامدند.
- گروهي از عمال رژيم به دست مردم اسير شدند: نصيري جلاد ساواك ، نيك پي ، منوچهر آزمون ، منصور روحاني ، سالار جاف من جمله دستگير شدگانند.
... به راستي چه قدرتي مي تواند مردم را در برابر تانك و مسلسل نگه دارد ، آنهم چگونه، با رضايت و استقبال بدون ترس و تزلزل ، اين قدرت معنوي است ، قدرت مرجعيت است كه عامه مردم اطاعت از آنرا اطاعت از خدا و پيغمبر ميدانند وآن همان ولايت فقيه است .
(برگرفته از كتاب: حماسه هاي اسلامي ملت به رهبري امام خميني،گردآورنده ولي الله فوزي، بخشهايي از صفحات 259 تا290)
(1): براي مشاهده متن كامل نامه سرهنگ معمر قذافي به امام خميني به(ادامه مطلب) برويد...
اصلاحطلبي در نهضت عاشورا

اصلاحات از واژههاي مقدسي است كه اگر درجامعه به معناي واقعياش با محوريت دين پياده شود، آن جامعه به تعالي و كمال ميرسد. انبيا و معصومين (عليهم السلام) آنقدر براي اصلاحات اجتماعي اهميت قائل بودند كه فلسفه رسالت و پيشوايي خويش را براي اصلاح امور جامعه معرفي نمودند و نيز امام حسين(ع) با قيام خود و برپايي نهضت عاشورا حركت اصلاحي را آغاز كرد كه شامل تمام زواياي جامعه آن روز و جوامع بشري بعدي ميگردد كه اگر هر كس بخواهد در برابر نواقص و كاستيهاي جامعة خود اصلاحاتي انجام دهد ميتواند اين نهضت را به عنوان كاملترين نهضت اصلاحي براي خود الگو قرار داده، در رفع نابسامانيهاي جامعه خود بكوشد.
معنا و مفهوم اصلاحات و شناخت تفکر اصلاح طلبان مسلمان:
واژه اصلاحات در فرهنگ علوم اسلامي سامان بخشيدن و در فرهنگ علوم سياسي به معناي رفورم ميباشد. رفورم يعني «اقداماتي كه براي تغيير و تعويض برخي از جنبههاي حيات اقتصادي و اجتماعي و سياسي صورت ميگيرد بدون آنكه بنياد جامعه را دگرگون سازد.»
اما معنای اصلاحات در نگرش اصلاح طلبان درون حاکمیت جمهوری اسلامی بعنوان تعریفی جدید و منحصر بفرد از اصلاحات در آستانه هزاره سوم , عبارتست از انجام اصلاحات شکلی در بنیان های سیاسی جامعه و بر پا شدن نهادهای مدنی متناسب با زمان, براي جلوگيري از وقوع انقلاب كه ويران كننده و عامل نابودي جامعه است. اصلاحاني كه مانع از يك تحول انقلابي درجامعه شود؛ يعني درواقع تاكيد اصلاح طلبان اسلامی بر اصلاح و اصلاحطلبي،روشی نوین است براي جلوگيري از همان انفجاري كه ماركسيسم وعده آن را داده و یا ليبراليسم بخاطر حفظ سرمایه داری بر آن تاکیید داشته است .در اندیشه اصلاح طلبان اسلامی علاوه بر« اصلاحات سیاسی» بر «اصلاحات اجتماعي» بمعنای جلوگیری از ترویج فساد ناشی ازتمرکز قدرت تاکید میشود.
شهيد مطهري(ره) در اين زمينه ميفرمايد:«اصلاح طلبي يك روحيه اسلامي است، هر مسلماني به حكم اينكه مسلمان است خواه و ناخواه اصلاحطلب و لااقل طرفدار اصلاحطلبي است. زيرا اصلاحطلبي هم به عنوان يك شأن پيامبري در قرآن مطرح است و هم مصداق امر به معروف و نهي ازمنكر است كه از اركان تعليمات اجتماعي اسلام است.»[9].
عاشورا و اصلاحات و مباني و ابعاد قيام امام حسين(ع)
پيرامون اصول و ابعاد قيام كربلا ميتوان وصيت نامه آن حضرت به برادرش محمد حنفيه را هنگام حركت از مدينه به سوي مكه نام برد كه پس از بيان عقيده خويش درباره توحيد، نبوت، معاد به كارش عنوان اصلاح و به خود عنوان مصلح ميدهد و ميفرمايد:«اني لم اخرج اشرا ولا بطراً ولامفسدا ولاظالماً و انما خرجت لطب الاصلح في امه جدي اريد ان امر بالمعروف وانهي عن المنكر و اسير بسيره جدي و ابي»[1] «من نه از روي خودخواهي و سركشي و هوسراني از مدينه خارج شدم و نه براي فساد و ستمگري بلكه هدف من از اين حركت، اصلاح مفاسد امت جدم و منظورم امر به معروف و نهي از منكر است و ميخواهم سيره جدم و پدرم را در پيش گيرم» و همچنين در مني فرمود: «اللهم انك تعلم انه ما يكن ما كان منا تنافسا من سلطان ولا التماسا من فضول الحطام ولكن لنري المعالم من دينك و نظهر الاصلاح في بلادك فيامن المظلومون من عبادك و يعمل بضرائضك و سنتك و احكامك»[2[
«پروردگارا اين حركت ما نه بخاطر رقابت بر سر حكومت و قدرت و نه به منظور به دست آوردن مال دنيا است. بلكه بخاطر آن است كه نشانههاي دين تو را به مردم نشان دهم و اصلاحات رادر كشور اسلامي اجرا كنم تا بندگان ستمديدهات از چنگال ظالمان در امان باشند و واجبات و احكام و سنتهاي تعطيل شده تو دوباره اجرا گردد» امام حسين(ع) در اين سخنراني به صراحت از اصلاحات سخن ميگويد و با همان صراحت و شفافيت مباني اين حركت اسلامي را بيان مينمايد. اين اصول و مباني درچهار اصل، بنيادش بيان شده است.
الف: بازگشت به اصول واقعي اسلام «لنري المعالم من دينك» اصلاح در فكرها و انديشهها: در اين فراز هدف خود را نشر و فرهنگ پويا و اسلامي، تأمين سعادت مادي و معنوي، بازگرداندن اصول تحریف شده، از بينبردن بدعتها و جايگزين ساختن سنتهاي اصيل اسلامي ميداند.
ب: تحول بنيادين در وضع زندگي معيشتي و اقتصادي مردم «و نظهر الاصلاح في بلادك» حاكمنمودن شيوههاي اصلاح در كشور، ايجاد اصلاحات اساسي و چشمگير در شهرها و مجامع به گونهاي كه نظر هر بينندهاي را جلب نمايد و نشانههاي بهبود وضع مردم كاملاًهويدا گردد.
ج: تحول اساسي و بنيادين در روابط اجتماعي و سیاسی «فيامن المظلومين من عبادك» ايجاد محيط امن براي مردم و مظلومان كه در آزادی زندگی کرده و از شر ظالمان و حاکمان در امان باشند و دست تطاول از سر ستمديدگان كوتاه گردد
د: تغییر و تحولي ثمربخش در نظامهاي مدني و اجتماعي«تقام المعطله من حدودك» روشن نمودن مرزهاي فراموش شده ديني برپاداشتن مقررات تعطيل شده و قوانین نقض شده اسلامی.
· نهضت عاشورا، كاملترين نهضتي است كه نظريهپرداز آن در پرتو نور حق و اصلاح امور امت جدش، جلوگيري از بدعتهاي موجود، تحقق عدالت را هدف قرار داده و توانسته آنچنان تأثيرگذار باشد و در تمام عصرها تحولي ايجاد كند كه هرگز دشمنان عدالت و دين احساس آرامش نكنند
ولذا در حکومت مبتنی بر تعالیم اسلامی مانند جمهوری اسلامی ایران مردم بايد به عينه شاهد امتداد راهي كه امام حسين(ع) در كربلا بنا گذارده باشند تا همچنان دلگرم به سوي تعالي حركت كنند و بهترين منظر براي معرفي چنين الگوهايي خواصي كه در راس حكومت ديني به عنوان مسئولان مملكتي هستند ميباشند چنان كه امام علي(ع) براي معرفي يك نظام مبتني بر احكام اسلامي مسئولان حكومتي خود را از ميان باتقواترين مسلمين انتخاب مي كرد خواص بايد هميشه خود را بدهكار به دين بدانند تا مردم نيز به تاسي از آنان چنين تفكري داشته باشند تا اگر در جامعه احساس گردد كه كساني در كميناند تا به اساس دين ضربهاي وارد نمايند غيرت ديني مردم آنان را به خيابانها كشانده و از حريم دين و حكومت ديني دفاع كنند ولي اگر روح طلبكارانه در ميان خواص خصوصاً آناني كه عهدهدار مسئوليت در نظام ديني هستند به وجود آيد و فرصت را براي رسيدن به مقاصد دنيوي خود مناسب ديدند و به اندوختن ثروت به وسيله قدرتي ظاهري كه دين به آنها داده مشغول شوند و از توجه به مشكلات مردم غافل شوند و به رفاه خود و اطرافيان بيانديشند و خويشاوندسالاري را سرلوحه كاري خويش قرار دهند و درنتيجه مردم را از خود ناراضي كنند چنان ضربهاي به دين زدهاند كه آيندگان بايد سالها در تلاش باشند تا شايد بخشي از اين خيانتهاي به دين را از اذهان پاك كنند چنانكه اميرالمؤمنين فرموده: مسئولان دنياخواه دين را به چاه ميفرستند.
وخواص بايد بدانند كه هنر است زبان دين در هر عصر زماني متناسب با مقتضيات آن عصر تعريف شود مشروط بر اينكه اصالت آن مكتب باقي باشد ولي اگر اشخاصي به اين بهانه هر آنطور كه خود و منافع شخصي و جزئياش ايجاب ميكند دين را تعريف نمايند خيانتي بسيار بزرگ در حق دين كردهاند. بايد همه دست در دست يكديگر گذارند تا آنطور كه در توان است دين را با زباني همه فهم و شيرين به دور از هر نوع آرايشهاي سليقهاي در اختيار خواهانشان قرار دهند. چرا كه يكي از اهداف بلند ائمه معصومين خصوصاً امام حسين(ع) مبارزه با برداشتهاي ناروا از دين و مبارزه با بدعتها موجود بوده است و بايد نتيجه گرفت بر خواص فرض است با انديشههاي پليدي كه دين را وسيلهاي براي كسب قدرت ميدانند مبارزه كنند.
نتيجه:
اصلاحات از مهمترين واژههايي است كه در متون اسلامي براي سلامت جامعه در اجراي آن تاكيد بسيار شده وسنگ زيرين اصلاحات، اصلاح خود و خوديهاست و انسان بايد در برابر اعمال خود پاسخگوي وجدان انسانيت و در نهايت خداوند باشد. از اين روست كه امام حسين(ع) مردم را در نخستين قدم براي بهبود وضع زندگي اجتماعي به اصلاح خويشتن دعوت ميكند و ميفرمايد:«استقبلوا في اصلاح انفسكم» در اصلاح نفس خويش بكوشيد.